مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

104

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> گويا مردمان را در سير به قبور خودشان مىرانند ؛ مثل آن كس كه إبل را تغنى كند وراهسپار گرداند ودر اين كلام حضرت صديقه صغرى كه مىفرمايد : تحدو بهنّ الأعداء يعنى تسوقهنّ سوقاً شديداً » . و « استشرف الشيء » از باب استفعال به معنى اين است كه نظر بركشيد تا بدان بنگرد واز اين كلام مبارك باز نموده آيد كه آن جماعت به نظاره ايشان جسارت كردند ونظر برافراختند ؛ نه اين‌كه ايشان را به صورت ديده باشند يا توانند ديد . و « منهل » به فتح ميم وسكون نون وفتح هاء به معنى مشرب وشرب وموضعي است كه در آن مشرب باشد وبه معنى منزلي است كه در بيابان باشد ومنقل بر وزن مقعد آن راه را گويند كه در كوه باشد . و « لفظه » باظاء معجمه از باب ضرب وسمع به معنى افكندن است ؛ فهو ملفوظ ولفيظ ، وبالكلام نطق . وفاه وفوه به ضم وفيه به كسر وفوهه وفم بجمله مساوى باشند وبه معنى « دهان » هستند وجمع آن أفواه وافهاه است ؛ يا اين‌كه واحدى براي آن نيست . چه أصل فم فوه بوده است ، ها را حذف كرده‌اند ؛ چنان‌كه از سنه حذف كرده‌اند وواو حرفى متحرك به جاى ماند وچون متحرك وما قبل آن مفتوح بود ، واجب آمد كه به الف مبدل آيد وچون تبديل كردند ، فا گرديد وچون اسمى بر دو حرف كه يكى تنوين باشد يافت نمىشود ، لا جرم حرفى كه مشاكل آن باشد ، به آن تبديل كردند وآن ميم است . لا جرم فم گرديد ؛ چه واو وميم هردو شفوى هستند . وبطوء از باب كرم بطوءاً به ضمّ باء موحّده وبطاءاً به معنى درنگ وضدّ سرعت است واستبطاء طلب درنگ كرده است . و « شنف له » از باب فرح ، يعنى ابغضه وتنكّره وشنف به تحريك به معنى بغض وكينه‌ورى است . و « شنأه » از باب منع وسمع يعنى دشمن داشت أو را ومصدر آن شنأ به حركات ثلاث در اوّل وشنائه بر وزن سحابه ومشنأ بر وزن مقعد ومشناة به زيادتى ها ومشنوه به ضمّ نون وشنآن بر وزن رمضان وبر وزن سكران مىآيد . و « إحنه » به كسر همزه به معنى حقد وغضب است وجمعش بر وزن عنب است ودر حديث وارد است : « وفي قلوبكم البغضاء والإحن » . و « ضغن » به كسر ضاد وسكون غين معجمتين به معنى حقد وبغض است وضغن از باب فرح يعنى كينه‌ورزى نمود وأضغان جمع آن است واز اين است قول خداى تعالى : « يخرج أضغانكم » . و « اثم » به كسر همزه وسكون ثاء مثلثه به معنى گناه است وهم به معنى خمر وقمار وبه جا آوردن آنچه روا نيست واثم بر وزن علم يعنى گناه ورزيد ، فهو آثم وأثيم بر وزن كامل وأمير وأثّام بر وزن شدّاد واثوم بر وزن صبور است وتأثّم به معنى توبه وبازگشت از گناه است . و « شلّ » به فتح شين وتشديد لام به معنى راندن است وشلل به فتحتين تباهى دست است وأشلّها اللَّه در مقام نفرين گويند وگفته مىشود : « لا تشلل ولا تكلل ! » ودر مقام ضرورت « لا تشل » گفته مىشود وأصل در كلمهء ادغام است وفكّ ادغام هم جايز است ؛ مثل لا تمدّنّ عينيك ومثل ولا تمننّ تستكثر .